أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
205
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
سدى و شعبى گفتند : كه بيرون زكات فريضه است براى آنكه پيش از اين در اين آيت ذكر زكات رفت تا تكرار نباشد . امّا نتوان گفت كه اين بر وجه وجوب است براى آنكه خلاف اجماع است پس بر وجه سنّت بود اگرچه اينها مستحقّان زكاتند كسى كه زكات داده باشد بر وجه سنّت بود ايشان را مال دادن . [ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ ] آنان كه بعهد خود وفا كنند و هر عهدى و بيعتى كه با رسول صلى اللّه عليه و آله كردند درين باب داخل بود ، خداى تعالى چنان كه مدح كرد وفا كننده را بعهد مذمّت كرد آنان را كه بشكستند و وفا نكردند فى قوله : الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ * ؛ الايه ، و فرمود كه بعهد خداى وفا كنيد ، وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ ، و خليل خود را بوفاء عهد بستود ؛ و ابراهيم الّذى وفّى ، و بر وصىّ حبيب خويش امير مؤمنان مدح و ثنا كرد ؛ يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ . انس روايت كرد كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : لا ايمان لمن لا امانة له ، ايمان نبود كسى را كه وى را امانت نباشد ، و لا دين لمن لا عهد له ، و دين نباشد آن را كه عهد نبود . [ وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ ] و آنان كه صبر كنند در سختى و بيمارى و هنگام كارزار حق تعالى صبر بر شدائد بر سه نوع نهاده است بر درويشى و تنگدستى و گرسنگى و بر بيمارى و رنجورى . اين دو نوع صبر صبر ضرورى است آنكس كه درين دو نوع صبر نكند دست وى جز بجزع نرسد و سيّم صبر بر حرب و كارزار و آنكه بدين صبر نكند ثبات قدم ندارد و بگريزد امّا صبر بر فقر جهاد است با نفس و با شيطان كه نفس او را مطالبه كند بشهوت و شيطان امر كند بغوايات چون دست بهر دو فشاند جهاد كرده باشد . آوردهاند كه فتح موصلى شبى در خانه آمد در خانهء وى نه نان بود و نه آب و نه چراغ ، نماز بكرد و سر بر زمين نهاد و مىگريست و گفت : بار خدايا تو مرا ببىطعامى ابتلا كردى و در تاريكى بىچراغ بنشاندى ، بار خدايا من اين درجه بكدام عمل يافتم و مرا اين پايه نيست كه تو با من اين كنى و اين پايهء اولياست و من به اين پايه نرسيدهام . امير مؤمنان روزى مىگذشت جمعى را ديد در گوشهء مسجدى نشسته ايشان را گفت :